أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

79

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

خانه‌هاى آنان يافت شود و در زندگى آنان جلوه كند ، شگفت زده شد . در كنار اين ، مخفىگاه‌هاى آنان سرشار از طلا و نقره بود ، كما اين كه سكه‌هاى دينار و درهمِ ضرب شده هم فراوان داشتند . قرآن در جاىهاى مختلف از آنها ياد كرده است ، آنچنان كه مىتوان فهميد آنان به خوبى اينها را مىشناختند . اين مردم در بازارهاى خود از اوزان و مقادير استفاده كرده و با انواع تقسيماتى كه براى سنجش اوزان بوده آشنايى داشته و با آنها معامله مىكردند . هيچ چيزى بهتر از اين آيات قرآن بر اين مطلب دلالت ندارد كه : وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ * الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ « 1 » . شمارى از مورّخان ، به تعدادى از حوادث جزئى اشاره كرده‌اند تا بر اساس آنها حدود دانش قريشىها را در دانش اقتصاد يا محدودهء مالكيت آنان نشان دهند . براى نمونه اين روايت : « يك صحابى كه كنيزى خود را به يك هزار درهم از او خريد ، زمانى كه رفقاى او دربارهء پايين بودن قيمت او را سرزنش كردند گفت : به خدا سوگند ! من چيزى بالاتر از هزار نمىشناسم » . اين مورّخان قصد آن دارند تا نشان دهند كه قريش در بارهء اموال و ارقام بيش از اين نمىدانستند . اما اينان فراموش كرده‌اند كه قرآن با اين مردم در بارهء ارقامى بسيار بالاتر سخن مىگويد : ى فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ « 2 » يا آن كه در قصهء حضرت يوسف عليه السلام مىگويد : ى وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ « 3 » ترديدى در اين نيست ، كسانى كه مىتوانند دهها هزار و صدها را بشمارند ، مىتوانستند بسيار ثروتمند باشند . ثروت ، تمدّن مىآورد و تمدّن هم ابزار رفاه را مىطلبد . خاندان‌هاى اموى و مخزومى ، در ثروت ، مثال زدنى بودند . ابن جدعان در كار تجارتِ بَرده بود و چنان ثروتى به دست آورد كه او را به قيصر تشبيه مىكردند . در اين موضوع شعرى در باره ابن جدعان گفته شده است :

--> ( 1 ) . سورهء مطففين : آيات 1 تا 3 . ( 2 ) . سورهء معارج ، آيهء 4 . ( 3 ) . سورهء صافات ، آيهء 147 .